شمس الدين حافظ

147

ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )

63 - « خلوتيان ملكوت » دل و دينم شد و دلبر به ملامت برخاست * گفت : با ما منشين كز تو سلامت برخاست كه شنيدى كه درين بزم دمى خوش بنشست * كه نه در آخرِ صحبت به ندامت برخاست شمع اگر زان لبِ خندان به زبان لافى زد * پيشِ عشّاقِ تو شبها به غرامت برخاست در چمن بادِ بهارى ز كنار گل و سرو * به هوادارىِ آن عارض و قامت برخاست مست بگذشتى و از خلوتيانِ ملكوت * به تماشاىِ تو ، آشوبِ قيامت برخاست پيشِ رفتار تو ، پا برنگرفت از خَجْلَت * سروِ سركش كَه به ناز قد و قامت برخاست حافظ اين خرقه بينداز ، مگر جان ببرى * كاتش از خرقهء سالوس و كرامت برخاست * توضيحات : شد ( رفت ) ملامت ( سرزنش ) برخاست ( بلند شد ، پديد آمد ) سلامت برخاست ( رسوا شدن - بىننگ و نام شدن ) كه ( ضمير - كه را ) بزم ( شادى ) نه ( قيد نفى ) آخر ( سرانجام ) آشوب ( غوغا ) برنگرفت ( قدم برنداشت ) سالوس ( رياكار ) معنى بيت ( 1 ) ( دين و دل من از دست رفت و محبوب به سرزنش من پرداخت و گفت : هم‌صحبت ما مشو كه عافيت از تو دور شده است ) معنى بيت ( 2 ) ( كيست كه در شادى دنيا يك‌نفس به عيش بپردازد و در پايان هم‌نشينى با پشيمانى اين محفل را ترك نكرده باشد ) معنى بيت ( 6 ) ( سرو سرافراز كه به ناز و كرشمه قد برافراشته در پيش سرو خرامان قامت تو از شرم پاى در گل مانده و گامى برنمىدارد ) . * ترجمه : * نتيجهء تفأل : 1 - خواجه در بيت پنجم شما را راهنمايى كرده و مىفرمايد : ( اى محبوب ! تو مست عبور كردى و از فرشته‌ها به سبب تماشاى تو ، فتنه و آشوب قيامت بلند شد ) يعنى ملايك به خاطر ديدار تو غوغا كردند . عزيزم : حديث مفصل بخوان از اين مجمل . 2 - عيب جناب‌عالى اين است كه به سخن ديگران گوش مىدهى و به قول معروف گوش شما به دهان ديگران است ولى نمىدانى كه هركسى دوست واقعى نمىباشد ، درحالىكه شاهين خوشبختى پيشرفت در چند قدمى شما لانه كرده است ، با قدرى اراده و علاقه و تلاش براى هميشه او را در خانه خواهى داشت ، مواظب باش كه او را پرواز ندهى . 3 - زندگى ارزش و اعتبار اين همه جوش و خروش را ندارد پس دلبستگى شما به او و آنكه مىدانى بيهوده مىباشد ، چون شما دو خط موازى هستيد كه هيچ‌گاه به هم نمىرسيد ، زيرا داراى فرهنگهاى گوناگونى مىباشيد كه در آينده به ضرر شماست . 4 - از اين انديشه برحذر باش ، فعلا گردابى هولناك و سرابى بيش نيست ولى به زودى پيشرفتى در انتظار شماست كه تصورش را هم نمىكنى . 5 - در كارها عجول هستى ، قدرى با انديشه گام بردار ، ديگران به زندگى شما حسادت مىورزند ، كسى در خانه آن‌قدر شما را دوست دارد كه تمام دنياى او هستى ولى به علت غرورش ابراز نمىكند ، پس نسبت به او وفادار باش . 6 - ملاقاتى در پيش داريد كه بسيار نافع و سودمند است ، مسافرت را توصيه مىكنم ولى فعلا از خريد دست برداريد اما فروش نافع مىباشد ، بيمار شفا نمىيابد ولى بدتر هم نمىشود ، از سفر كرده خبرى مىرسد . برنده : پس از بيان نكتهء اصلى مورد نظرش ، لب از سخن فرومىبندد ، اما بازنده : آن‌قدر به صحبت ادامه مىدهد كه نكتهء اصلى را فراموش مىكند ، اين پند بزرگى براى برنده‌ها مىباشد . 7 - دستتان نمك ندارد ، چقدر به او محبت كردى ، بالاخره دست شما را گاز گرفت ، اشكال ندارد ، به قول معروف تو نيكى مىكن و در دجله انداز . . .